برگردان به زبان ساده
روی تو به جز آینه دیدن که تواند
زلف تو به جز شانه کشیدن که تواند
هوش مصنوعی: هیچکس جز آینه نمیتواند تصویر زیبای تو را ببیند و هیچکس جز شانه نمیتواند زلفهای تو را نوازش کند.
قند دهنت شربت خاصی که ز لب ساخت
دیدن نتوان خاصه چشیدن که تواند
هوش مصنوعی: شیرینی دهانت به قدری دلنواز است که هیچ شربتی نمیتواند زیبایی و طعم آن را توصیف کند و فقط با دیدن آن نمیتوان به عمق لذت برد، حتی چشیدن آن هم دشوار است.
چندانکه توئی آرزوی جان عزیزان
با آروزی خویش رسیدن که تواند
هوش مصنوعی: هرچقدر که تو آرزوی جان و عزیزان خود باشی، آرزوی رسیدن به تو نیز برای دیگران وجود دارد.
در زیر لب از بیم رقیب تو بر آن روی
ما فاتحه خواندیم دمیدن که تواند
هوش مصنوعی: بر اثر ترس از رقیب تو، ما در غیاب تو به یاد تو و نامت صحبت کردیم و از آن پس به بررسی اوضاع پرداختیم، به این امید که چه اتفاقی میافتد.
مشاطه دلی داشت چو پولاد به سختی
ورنه ز چنان زلف بریدن که تواند
هوش مصنوعی: دختری بود که دلش مثل فولاد محکم بود، وگرنه برش زدن موهایی از آن دست که توانش را داشته باشد.
چون نیست کمال از سخنان تو گزین تر
کس را به سخن بر تو گزیدن که تواند
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از سخنان تو بهتر سخن بگوید، زیرا کمالی در سخنان دیگران وجود ندارد.
آنجا که بخوانند بلند این سخنان را
دیگر سخن پست شنیدن که تواند
هوش مصنوعی: در جایی که این کلمات را با صدا و با قوت میخوانند، دیگر کسی نمیتواند به گوشش سخنان بیارزش و سطحی برسد.