برگردان به زبان ساده
دی خرامان برهی بار مرا پیش آمد
فتنه آورد بمن روی بلا پیش آمد
هوش مصنوعی: روزی، هنگام حرکت من، اتفاقی پیش آمد که باعث مشکلات زیادی برای من شد؛ به طوری که با یک وضعیت بحرانی و نامساعد روبهرو شدم.
زلف مشکینش اگر داشت به عاشق سر جنگ
با من آن روی بعد گونه صفا پیش آمد
هوش مصنوعی: موهای سیاهش اگر میخواست با من مبارزه کند، آن چهرهای که از گونهاش زیبایی میتراود، بهطور غیرمنتظرهای نمایان شد.
محتشم وار به هر سو که شد آن مه او را
هم ره عاشق درویش گدا پیش آمد
هوش مصنوعی: در هر کجا که آن معشوق زیبا رفت، عاشق و درویش و گدا نیز به دنبالش آمدند.
تحفة لایق معشوق چو در دست نداشت
عاشق زار بزاری و دعا پیش آمد
هوش مصنوعی: دلداده وقتی که هدیهای شایسته و مناسب برای معشوقش نداشت، با دل شکسته و ناامید، به دعا و درخواست از خدا روی آورد.
بر رخم گه چو در گه چو عقیق آمده اشک
دیده را بی رخ او بین که چها پیش آمد
هوش مصنوعی: بر چهرهام وقتی که در محفل حاضر میشوم، مانند عقیق، اشک چشم من بدون زیبایی او چه بر ما گذشته را نشان میدهد.
ره غلط کردم و پی گم به ملاقات رقیب
بازم آن رهزن دلها ز کجا پیش آمد
هوش مصنوعی: من در مسیر نادرست قدم گذاشتم و در جستجوی رقیب، راه خود را گم کردم؛ اما ناگهان آن دزد دلها از کجا به سراغم آمد!
نیست در عشق تو خون مژه مخصوص کمال
که ازین سیل درین رو همه را پیش آمد
هوش مصنوعی: در عشق تو، هیچ چشمی به اندازهٔ کمال نمیگرید. از این سیل اشک، همه در این حال شریکاند.