برگردان به زبان ساده
دیدی که بار وعده خود را وفا نکرد
ما را بخویش خواند و بخلوت رها نکرد
هوش مصنوعی: ما را به وعدههایش امید داد، اما هیچکدام را به جا نیاورد. او ما را به خود دعوت کرد اما در تنهایی و بیتوجهی رهایمان کرد.
بسیار لابه کردم و زاری و بیخودی
آن ناخدای ترس در بسته وا نکرد
هوش مصنوعی: من به شدت درخواست و زاری کردم، اما آن ناخدای ترس، درِ بسته را برای من باز نکرد.
گر بود در میانه حدیثی چرا نگفت
س ور داشت شکوه ای ز من آندم چرا نکرد
هوش مصنوعی: اگر در میان صحبتها سخنی بود، چرا او این موضوع را مطرح نکرد؟ چرا در آن لحظه، از من شکایت نکرد؟
رفتم بدان امید که حاجت کند روا
از در روانه کردم و حاجت روا نکرد
هوش مصنوعی: من به امید اینکه خواستهام برآورده شود، به سمت او رفتم، اما او خواستهام را برآورده نکرد.
ما را چو موی خویش پریشان فرو گذاشت
وز روی لطف چشم عنایت به ما نکرد
هوش مصنوعی: ما را مانند موی خود رها کرد و از روی لطف و محبت، نگاهی به ما نینداخت.
أهم شنید لیک نفرمود رحمتی
نبضم بدید درد دلم را دوا نکرد
هوش مصنوعی: من صدای دیگران را شنیدم، اما او از رحمت سخنی نگفت. هنوز درد دلم را با دارویی درمان نکرد.
گفتم که روی دل به سوی دیگری کنم
حسن وفا و عهد قدیمش رها نکرد
هوش مصنوعی: به کسی گفتم که میخواهم به سراغ محبت و توجه دیگری بروم، اما او هنوز وفاداری و یاد گذشتهاش را از من رها نمیکند.
نی نی شکایتی نتوان کرد ای کمال
سلطان وقت اگر نظری با گدا نکرد
هوش مصنوعی: انسان در برابر بزرگی و مقام سلطانی که از او توقعی دارد، نمیتواند شکایتی بر زبان آورد اگر او نگاهی به گدا نکند. به عبارتی، وقتی کسی در مرتبهای بالاتر است، نمیتوان از او انتظار داشت که به افراد کمتری توجه کند.