برگردان به زبان ساده
چشمت به سعی غمزه در فتنه باز کرد
زلفت به ظلم دست تطاول دراز کرد
هوش مصنوعی: چشمانت با ناز و ریشخند به خواستههای دل من خیره شد و موهایت به شکل پروازی نامعقول به سوی من دراز شد.
محمود را چه جرم که شد پای بند عشق
آن فتنه ها همه سر زلف ایاز کرد
هوش مصنوعی: محمود چه گناهی داشت که به عشق گرفتار شد؟ تمام آن مشکلات و فتنهها به خاطر زیبایی و جذابیت ایاز بود.
گویند ناز پر بېرة مهر و عشق من
شد بیشتر بروی تو چندان که ناز کرد
هوش مصنوعی: میگویند که گردنکشی و ناز تو باعث شده محبت و عشق من به تو بیشتر شود، به گونهای که با هر ناز و محبت تو، عشق من هم افزونتر میشود.
من در زمانه پایه و قدری نداشتم
سودای قامت تو مرا سرفراز کرد
هوش مصنوعی: در دنیای پر از نیرنگ و فریب، من هیچ ارزش و موقعیتی نداشتم، اما آرزوی دیدن زیبایی تو باعث شد تا احساس greatness و سربلندی کنم.
روی تو برد از دلم اندیشه بهشت
ناز تو از نعیم مرا بی نیاز کرد
هوش مصنوعی: چهرهات به قدری زیباست که فکر بهشت را از دلم برده و ناز تو باعث شده که دیگر به نعمتها و خوشیهای دنیا نیازی نداشته باشم.
رفتم بر طبیب که پرسم علاج درد
چون ناله ام شنید روان در فراز کرد
هوش مصنوعی: به طبیب مراجعه کردم تا درمان دردم را بپرسم. وقتی نالهام را شنید، روحش به آسمان پرکشید.
ننشست بر وجود ضعیفت مگس کمال
از تار عنکبوت مگر احتراز کرد
هوش مصنوعی: به خودت اجازه نده که کمبودها و ضعفهایت، تو را از رسیدن به موفقیت باز دارند. باید مثل عنکبوتی که در تارش مراقب است، هوشیار و مراقب باشی تا گرفتار ناپسندها نشوی.