برگردان به زبان ساده
چرا نسیم صبا خاک پاش میسپرد
چه دیدهاست برو زیر پا نمینگرد
هوش مصنوعی: چرا نسیم صبحگاهی خاک را به پا میپاشد؟ او به چه چیزهایی که زیر پایش است توجه نمیکند؟
از سایه مگس آن رخ چو میبرد آزار
بپوش گو لب شیرین کز آن طرف نپرد
هوش مصنوعی: از سایه مگس، آن چهرهی زیبا به من آزار میزند. بهتر است که با لبخند شیرینی سخن بگویی تا آن طرف، دلش را ناز نکنم.
ز ضعف گشت خیالی بد آن هوس تن من
که باد یک سحر آنجا خیال من ببرد
هوش مصنوعی: به دلیل ضعف و ناراحتی، فکر بدی به سرم زده که آن خیال و آرزویم مثل نسیمی در یک صبح زود، مرا از آنجا دور کرده است.
زیر پا چو شکستی دلم برید ز جان
هر آبگینه که در پای بشکنی ببرد
هوش مصنوعی: وقتی که زیر پای تو دلم شکست، از زندگی بریدم. هر بار که شیشهای را زیر پا بشکنی، احساس میکنم که جانی از من میرود.
ز حسنت ار ورقی میشمرد گل خود را
تمام شد ورق او دگر چه میشمرد
هوش مصنوعی: اگر زیباییات را در یک ورق بگویم، گل تو تمامی میشود و دیگر چه چیزی برای بیان باقی میماند؟
بگفت از سر زلفم دلت چرا نگذشت
شبست تیره و راه درازه چون گذرد
هوش مصنوعی: او میگوید: چرا دل تو از زیباییهای موی من رد نشد؟ در این شب تاریک و در این راه دراز، چگونه میتوان به جلو رفت؟
اگر ز ب نفرستی به غم نصیب کمال
هزار لقمه کسی بی نمک چگونه خورد
هوش مصنوعی: اگر از درد و غم خود نگویی، به کمال نمیرسی، زیرا مانند این است که هزار لقمه بینمک را بخوری و از آن لذت نبری.