برگردان به زبان ساده
امشب آن ماه دل افروز به مهمان که بود
خط او سبزی لبهای نمکدان که بود
هوش مصنوعی: امشب آن ماه زیبا که میهمان بود، زبانی شیرین و دلنواز داشت و لبهایش مانند نمک با لطافت خاصی میدرخشید.
چون خضر شد ز نظر غایب و معلوم نشد
که به تاریکی شب چشمه حیوان که بود
هوش مصنوعی: زمانی که خضر ناپدید شد و دیگر دیده نشد، مشخص نبود که در تاریکی شب، سرچشمه زندگی کجا و چگونه است.
آن لب لعل کز او ماند دهان همه باز
باز پرسید خدا را که به دندان که بود
هوش مصنوعی: لبهای قرمزرنگی که هر کسی را به سخن گفتن وامیدارد، باعث شد تا از خدا پرسیده شود که آن دندانی که این لبها را زیبا کرده، متعلق به چه کسی است.
سر ما بود و در او همه شب تا دم صبح
تا خود او شمع سرای که و ایوان که بود
هوش مصنوعی: ما در تمام شب تا صبح در کنار او بودیم، اما در واقع او مانند شمعی است که در خانهاش میدرخشد و ما تنها در سایهاش هستیم.
سوختم از غم دردش نشد این نکته هنوز
که شب آن شمع شکر لب به شهرستان که بود
هوش مصنوعی: من از غم درد او سوختم و هنوز نتوانستم بفهمم که آیا آن شمع که لبش شیرین بود، در آن شب کجا بود.
از دل خسته چه پرسی که که آورد ترا
غمزه را پرس که آن زخم ز پیکان که بود
هوش مصنوعی: از دل خسته من چه میپرسی؟ بهتر است از کسی بپرسی که زخم چشمانت او را نیز آزار داده است.
گفته ای در غم هجرم نکند ناله کمال
بر سر کوی تو دوش اینهمه افغان که بود.
هوش مصنوعی: تو گفتهای که در غم دوریام، نیازی به فریاد ندارم. اما شب گذشته، در خیابان تو، آنقدر زاری و غمگینی وجود داشت که نمیتوانم فراموش کنم.