برگردان به زبان ساده
آن جگر گوشه ز خون دل ما بس نکند
مست شد چشمش ازین باده چرا بس نکند
هوش مصنوعی: او آن دلبر زیبا که برای ما بسیار عزیز است، چرا وقتی از غم ما خوشحال است و عاشقانه مست میشود، نمیگذارد که ما هم خوشحال باشیم و دل ما را شاد کند؟
غمزه را گر بزند زلف، ببندد به دو دست
هرگز این از ستم و آن ز وفا بس نکند
هوش مصنوعی: اگر غمزهای با زلفش اشاره کند، حتی اگر دو دستش را هم ببندد، این به معنای ستم نیست، بلکه نشان از وفاداری اوست و بس.
نشکیید دل پرخون من از صحبت یار
غنچه از همدمی باد صبا بس نکند
هوش مصنوعی: دل پرخون من از صحبت یار نمیتواند شکوفا شود، همچنان که غنچه از همراهی باد صبا نمیتواند شکفته شود.
به غلامئ دل من چو گواه آری خال
خط برون آورد آن رخ، به گواه بس نکند
هوش مصنوعی: اگر دل من را به عنوان گواهی در نظر بگیری، آن چهره زیبا با خال خاصی که دارد، به خوبی نشان میدهد که عشق و محبت من به تو بسیار عمیقتر از آن است که فقط با کلمات بیان شود.
دل در ابروی تو خالی ز دعاگوئی نیست
هرکه محرابنشین شد ز دعا بس نکند
هوش مصنوعی: دل من خالی از دعا و درخواست برای تو نیست. هر کسی که به مقام و جایگاه مخصوصی دست پیدا کند، باید از دعا و خواهشها غافل نشود.
گرچه صد ناوک از آن غمزه مرا برجانست
این قدر زخم ز نو، جان مرا بس نکند
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از آن چشم نازک هزاران تیر به قلبم میزند، این همه زخم جدید برای جانم کافی نیست.
از سر کوی تو هرگز نشود دور کمال
تا در مرگ ز دریوزه گدا بس نکند
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانم از مسیر تو دور شوم و به کمال برسم، حتی اگر در مرگ هم مانند گدا گدایی کنم.