برگردان به زبان ساده
آن پری وش که خطش گوشه مه می فرسود
در من آتش زد و آورد به روی این همه دود
هوش مصنوعی: آن دختر زیبایی که خطش مانند ماه میدرخشد، در دل من آتش عشق را به وجود آورد و به خاطر آن، این همه غم و ناراحتی در زندگیام ایجاد شد.
هر چه کم کرد که از مایه روشن رویی
راست کرد آن رخ زیبا و برآن نیز فزود
هوش مصنوعی: هر چه از زیبایی و روشنی چهرهاش کم شده، به همان میزان زیبایی و جذابیتش بیشتر شده است.
تا غم او زد انگشت طلب بر دل من
دل غمدیده برویم در شادی نگشود
هوش مصنوعی: زمانی که غم او به دل من فشار آورد، دل غمدیدهام نتوانست در شادی باز شود.
بی تو وقتی به شبم دیده شدی مایل خواب
گویی آن عهد که شد دیده مرا خوابی بود
هوش مصنوعی: بی تو، وقتی شب میشود، خواب به سراغم میآید، گویی آن وعدهای که به من داده بودی، خواب و خیال بود.
سخن باطل حاسد مشنود در حق من
که حدیث از دهن هیچ کسان کی نشنود
هوش مصنوعی: نمیخواهم از کسی که حسود است، حرفهای بیاساس و نادرست دربارهام بشنوم. چون هیچ کس نمیتواند حقیقت را از زبان دیگران بگوید.
چه سعادت به جهانم پس از این دست دهد
که به پای تو دهم بوسه علیرغم حسود
هوش مصنوعی: چه خوشبختی برای من خواهد بود اگر بتوانم به پای تو بوسه بزنم، حتی با وجود حسادت دیگران.
تا کمال از دهن او دل خود باز ستد
گونیا بار دگر از عدم آمد بوجود
هوش مصنوعی: تا زمانی که کمال از زبان او به دل خود برسد، بار دیگر از عدم به وجود میآید.