برگردان به زبان ساده
ای صبا چند روی بر د جانان گستاخ
در شب تار بر آن زلف پریشان گستاخ
هوش مصنوعی: ای نسیم، چه قدر جرات میکنی که در شب تار، بر دلدادهام بگذری و در میان آن موهای پریشانش حضور پیدا کنی؟
باشد اینها حرکات خنک و بادسری
که در آن روضه کنی گشت شهستان گستاخ
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حرکات آرام و دلپذیر در یک باغ یا مکانی زیبا اشاره دارد که در آن افراد با جسارت و شجاعت به صورت آزادانه و بیپروا گام بر میدارند. در واقع، حس زیبایی و آزادی در این مکان مشهود است و فضایی از طراوت و نشاط ایجاد شده است.
زلف کجدار که با روی نو پهلو نزند
هندوانرا نتوان کرد به ترکان گستاخ
هوش مصنوعی: موی فر و مشکی که در هم پیچیده است و با چهرهی زیبا سازگار نیست، نمیتواند مانند زیباییهای هندوان، دلربایی کند؛ همچنان که نمیتوان با ویژگیهای خاص ترکها، بیپروا برخورد کرد.
گر برم نام لبت گریه کنان خرده مگیر
این که خودم ساخته بر لب خندان گستاخ
هوش مصنوعی: اگر نام لب تو را ببرم، ناراحت نشو و به من خرده نگیر؛ این که من خودم با لبخند بیپروا آن را ساختهام.
لوح رخسار تو بپیشش همه وقت این عجبست
که بر آمد خط مشکین تو زینسان گستاخ
هوش مصنوعی: تصویر صورت تو همیشه در مقابلش است و این جالب است که خط دلکش و تند تو به این روش بیپروا و بیاحتیاط نوشته شده است.
پارسایان ادب رند ندارند نگاه
دیده ام بیشتر مردم نادان گستاخ
هوش مصنوعی: مردم با ادب و پارسا معمولاً اهل ریا و دورویی نیستند، اما متأسفانه بیشتر افراد نادان و بیادب جسور و بیپروا هستند.
باغ رخسار بتان بهر تماشاست کمال
تبری دست برآن سیب زنخدان گستاخ
هوش مصنوعی: صورتهای زیبا و دلربا به زیبایی باغی میمانند که برای تماشای آن میتوان ساعتها وقت گذراند. در این میان، زیبایی خاصی که در سیبگونگی صورت و لبها نهفته است، حسی از شجاعت و جسارت را به ببینده منتقل میکند، به گونهای که انگار از توجه به آن زیبایی هیچ ابایی ندارد.