برگردان به زبان ساده
اگر آن غمزه خواهد ز ترکان خراج
چو زلفته بگردن بیارند باج
هوش مصنوعی: اگر آن معشوق زیبا بخواهد، مانند زلفهایش که بر گردنش میافتد، از ترکها مالیات میگیرد.
میارید گو ناز اینجا و حسن
که زیره به کرمان ندارد رواج
هوش مصنوعی: به اینجا نشوید و ناز نکنید، چون زیبایی و جذابیت اینجا آنقدر خاص و منحصر به فرد است که در هیچجا دیگر مثل کرمان وجود ندارد.
مفرح لب تست و بس گره مرا
به سودای خط خشک گردد مزاج
هوش مصنوعی: لبخند تو مایه شادی من است و به خاطر آرزوی دیدار تو، حال و حالم دچار تغییر میشود.
مداوای زاهد چه سود ای حکیم
که شخصیست بس ناخوش و بی علاج
هوش مصنوعی: ای حکیم، چه فایدهای دارد که به زاهد درمان کنی در حالی که او به شدت بیمار و درمانناپذیر است؟
نشد مهر آن لب ازین دل برون
ترشح نفرمود می از زجاج
هوش مصنوعی: عشق و محبت او همچنان در دل من ادامه دارد و هیچگاه از آن جا خارج نمیشود، مثل اینکه شراب از کاسهای شفاف نریزد.
چه بوسم شب وصل دست رقیب
ندارد غنی با گدا احتیاج
هوش مصنوعی: در شب وصال و دیدار، چه نیازی به بوسه است که برای عاشق غنی و بینیاز، در کنار کسی از طبقهی پایین و گدا، سخنی وجود ندارد.
به چشم حقارت مبین در کمال
که آزاده شابت بی تخت و تاج
هوش مصنوعی: به خاطر مقام و جایگاه کسی که آزاد است، او را با دیدی تحقیرآمیز نگاه نکن، حتی اگر بدون تخت و تاج باشد.