برگردان به زبان ساده
دل که شد زآن زلف سودایی مزاج
نیستش غیر از تو معجون علاج
هوش مصنوعی: دل وقتی که به زلف تو وابسته شد، دیگر هیچ مزاج و خواستهای جز تو ندارد. درمان و داروی آن فقط تو هستی.
زهر ناب از دست تو عذب فرات
بی تو آب زندگی ملح اجاج
هوش مصنوعی: زهر ناب از دست تو، به مانند آبی زلال و شیرین است، اما بدون تو، آب زندگی تلخ و شور میشود.
زلفت از دامن فشاند آن خاک پای
نیست آری مشک را در چین رواج
هوش مصنوعی: زلفت مانند خاکی است که در دامن روید، اما به یاد داشته باش که مشک در چین و در جاهای خاصی رواج دارد.
راز حسنت چون بپوشاند دلم
کی شود مصباح پنهان در زجاج
هوش مصنوعی: زمانی که راز زیباییات بر من پوشیده باشد، دیگر دل من چگونه میتواند همچون چراغی پنهان در شیشه روشنایی بیاورد؟
آن رخ از خوبان برد شطرنج حسن
گرچه باشد هر یکی را رخ ز عاج
هوش مصنوعی: چهره زیبای او همچون مهرهای در شطرنج خوشفطرتی است، هرچند زیبایی هر یک از دیگران نیز به نوبه خود از عاج زیباست.
خاک پایت بر سرم تاج کی است
این چنین سر کی بود محتاج تاج
هوش مصنوعی: خاک پای تو برای من همچون تاجی ارزشمند است. پس کیست که به تاج و چیزهای ظاهری نیاز داشته باشد وقتی که این خاک اینقدر باارزش است؟
دست سلطانان نمیبوسد کمال
نیست سلطان را به درویش احتیاج
هوش مصنوعی: کسی که به مقام و شرافت واقعی رسیده باشد، نیازی به تواضع و بوسیدن دست اربابان ندارد، زیرا بزرگی و کمال او به خودی خود شناخته میشود و به کمک افراد دیگر نیاز ندارد.