برگردان به زبان ساده
یاد بوس چون منی حیف است کآید بر زبانت
نیک گفتی نیک پیش آ، تا ببوسم آن دهانت
هوش مصنوعی: یاد بوسهام بر لبان تو بسیار ارزشمند است و نمیشود به سادگی آن را بیان کرد. گفتی خوب است که بهتر بیایی تا بتوانم آن لبانت را ببوسم.
زاهد پر خواره می شد دم به دم لاغر میانتر
ا گر دل او گه گهی میرفت در فکر مانت
هوش مصنوعی: زاهدی که روز به روز در حال ضعف و لاغری است، اگر به دلش گاهی فکر عشق و معشوق بیفتد، ممکن است از حال و روزش کمی تغییر کند.
زآن دهان و زآن میان خواهد دلم پرسد نشانی
بی نشان از بی نشانان زودتر باید نشانت
هوش مصنوعی: میخواهم از آن لبها و دلهای پر از عشق نشانهای بپرسم، نشانهای از کسانی که در این دنیای پر از عدم نشانهاند. باید زودتر نشانت را پیدا کنم.
چون بشیر از لبلة المعراج زلفت بر گذشته
در میان قاب قوسیتم فکنده ست ابروانت
هوش مصنوعی: به مانند بشیری که از چهره معراج تو خبر میدهد، زلفت در میان قوس و قزحهای زیبایت به شکلی دلربا و جذاب درخشیده است. ابروانت همچون آرایش دهندهای است که زیبایی خاصی به چهرهات میبخشد.
سر به هر در میزنیم شاید در آری سر از آن در
اینهمه تصدیع از آن آورده ام بر آستانت
هوش مصنوعی: ما به هر در و پیش کسی که میتوانیم میزنیم تا شاید در را باز کنند و ما را قبول کنند. این همه رنج و درد را به خاطر تو تحمل کردهام و به آستانت آمدهام.
گفتمش یکدم مجالم ده که تا آن لب پیوسم
گفت پرهیز کن کاین انگین دارد زبانت
هوش مصنوعی: به او گفتم که فرصتی به من بده تا با لبان تو گفتگو کنم. او در پاسخ گفت که مراقب باش، زیرا زبانت ممکن است آسیب ببیند.
با خیالش تا سخن راندی کمال از در اشکت
میچکد درهای گوناگون از لفظ در فشانت
هوش مصنوعی: وقتی که با فکر او صحبت میکنی، زیبایی و کمال از چشمانت سرازیر میشود و از زبانت کلمات مختلف خارج میشود.