برگردان به زبان ساده
هرگز به درد دوست دل ما ز جا نرفت
رنجور عشق او سوی دارالشفا نرفت
هوش مصنوعی: هرگز دل ما از درد دوست رنج نبرد و به سوی درمان نرفت، چون عشق او همیشه در دل ما باقی است.
بیمار چشم و خسته آن غمزه بر زبان
نام ثفا تبرد و به فکر دوا نرفت
هوش مصنوعی: چشمی بیمار و دل خسته به اشارهای از زیبایی، نام "ثفا" را به زبان آورد و هیچ تلاشی برای پیدا کردن درمان نکرد.
بر جان ز غمزهای نو بیش از هزار تیر
آید صد آفرین که خدنگی خطا نرفت
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که: بر روح و جان انسان به قدری ضربه و زخم میرسد که اگر به آن دقت کنیم، مانند این است که بیش از هزار تیر به او اصابت کرده است. در این میان بسیار ارزشمند است که تیرهایی که به سمت او پرتاب میشود، همواره با دقت و هدفمند هستند و هیچیک از این تیرها خطا نمیروند.
در صیدگاه چشم تو از حلقه های زلف
مرغی ندیده ام که به دام بلا نرفت
هوش مصنوعی: در محلی که نگاه تو در آن است، هیچ مرغي را که به دام مصیبت گرفتار شده باشد، در حلقههای زلفت ندیدهام.
از سالکان راه نو کی یی سرشک و آه
نهاد پا بر آب و به روی هوا نرفت
هوش مصنوعی: سالکان راه حقیقت، از چه زمانی باید با اندوه و اشک به سفر بپردازند؟ آنها گام به آب گذاشتند و به آسمان نرفتند.
آنرا که پای بود نداد این طلب ز دست
وآنکسی که چشم داشت در این راه به پا نرفت
هوش مصنوعی: کسی که اراده و تلاش داشت، به خواستهاش نرسید و کسی که تنها چشم انتظار بود، هرگز قدمی در این مسیر برنداشت.
زین آستان نبرد پناهی به کی کمال
درویش کوی تو به در پادشا نرفت
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده است که هیچکس نمیتواند به این درگاه پناه ببرد، چرا که اینجا فقط جایی است برای درویشانی که کمال و فضیلت را در نزد تو جستجو میکنند و برای رسیدن به این کمال، حتی در برابر پادشاهان نیز قدم برنمیدارند.