برگردان به زبان ساده
هست آن چشمیم و باز آن چشم میجوئیم مست
پیش بالابش حدیث سرو می گوئیم پست نیست
هوش مصنوعی: ما چشمی هستیم که به دنبال زیبایی بیشتری میگردیم و در حال حاضر در حال لذت بردن از زیباییهای زندگی هستیم. صحبت از زیبایی و لطافت همچنان ادامه دارد و هیچگاه از آن کم نمیشود.
هست گفتند آن دهان را هر چه می گویند نیست
گفتند آن میانرا هر چه می گویند هست
هوش مصنوعی: میگویند هر چه از دهان خارج میشود، وجود دارد، اما هر چه در دل میگذرد، به آن اعتباری نیست.
دل شکست از غصه کآن ابرو ز چشم انداختش
شیشه پر خون بود از طاقی در افتاد و شکست
هوش مصنوعی: دل به شدت ناراحت شد زیرا آن ابرو (ی معشوق) از چشم او دور شد. چشمش مانند شیشهای پر از خون بود که از بالای طاق سقوط کرده و شکست.
خون دل در هر رگ از شادی بجست از جای خویش
چون به قصد خون من از شست تو تیری بجست
هوش مصنوعی: در هر رگم شادی جاری است و مانند خون دل به جوش آمده است، زیرا که تیر عشق تو به سمت من پرتاب شده و مرا به شدت تحت تاثیر قرار داده است.
گفته بود از غمزه پیکانها نشانم در دلت
هرچه گفت آن سنگدل بک یک مرا در دل نشست
هوش مصنوعی: او گفته بود که نشان عشق و زیباییاش، مانند تیرهایی به دل من نشسته است. در دل تو هر چه سنگدل بگوید، فقط یک بار به من توجه کرد.
مرحبانی داشت دل مقصود ازان مقصود دل
مرحبا ای دل گرت مقصود خواهد داد دست
هوش مصنوعی: دل خواهان معشوق است و میگوید که اگر خواستهات را به دست آوردی، باید به من خوشامد بگویی. در واقع، این ابراز احساساتی است دربارهی ارتباط و وابستگی میان دل و معشوق.
تیم کشته مانده بود از نیم ناز او کمال
یک دو شیوه گر نمی کرد آن دو چشم نیم مست
هوش مصنوعی: تیم، به خاطر ناز و زیبایی او جانش را فدای عشقش کرده بود. اگر آن دو چشم کمی مست نمی بودند، دیگر هیچ کس نمیتوانست به او نزدیک شود.