برگردان به زبان ساده
مرا که ساغر چشم از غم تو پر خون است
چه جای ساقی و جام و شراب گلگون است
هوش مصنوعی: من که چشمانم از غم تو پر از اشک و خون است، دیگر چه نیازی به ساقی و جام و شراب سرخ رنگ دارم؟
حکایت تو به تفسیر شرح نتوان کرد
که جور و محنت خوبان ز وصف بیرون است
هوش مصنوعی: حکایت تو را نمیتوان به روشنی توضیح داد، زیرا درد و رنج خوبان را نمیتوان در کلمات گنجاند.
به لب رسید مرا از غم تو جان هرگز
از راه لطف نپرسی که حال تو چون است
هوش مصنوعی: من از غم تو به لب رسیدهام و هیچگاه از راه لطف حال مرا نمیپرسی که حال تو چگونه است.
چه اعتبار به عهد تو حسن لیلی را
که زیر هرخم زلفت هزار مجنون است
هوش مصنوعی: اعتباری به قول و قرار تو نیست، زیرا زیر هر دسته از موهایت، هزاران مجنون وجود دارند که عاشق تو هستند.
چو جان من به لب آمد رقیب را چه خبر
که من غریقم و او بر کنار جیجون است
هوش مصنوعی: زمانی که جانم به لب رسیده و در آستانهی مرگ قرار دارم، رقیب چه چیزی از حال من میداند؟ من در تنهایی و غم و اندوه هستم، در حالی که او در آرامش و دور از مشکلات به سر میبرد.
بر آن شمایل موزون چگونه دل نرود
علی الخصوص کسی را که طبع موزون است
هوش مصنوعی: چگونه میتوان به زیبایی فردی که دارای قیافهای هماهنگ و موزون است، بیاعتنا بود، به ویژه اگر کسی دارای ذوق و سلیقهای دقیق باشد؟
خوشست اگر به حدیث کمال داری گوش
لطافت سخنانش چو در مکنون است
هوش مصنوعی: شنیدن سخنان کسی که به کمال رسیده است، لذتبخش است و لطافت گفتههای او به طور پنهان و در عمق وجودش نهفته است.