برگردان به زبان ساده
مرا بی محنت او راحتی نیست
که تا عیشی نباشد عشرتی نیست
هوش مصنوعی: من بدون زحمت و تلاش او آرامش ندارم و تا زمانی که از شادی و لذت برخوردار نشوم، خوشی برایم وجود ندارد.
بسی دیدم نعیم و ناز عالم
ز ناز دوست خوشتر نعمتی نیست
هوش مصنوعی: من بارها زیباییها و لذتهای زندگی را دیدم، اما هیچ نعمتی لذتبخشتر از محبت و مهربانی دوست نیست.
بگوخونم بریز از کس میندیش
که خون بی کسان را حرمتی نیست
هوش مصنوعی: بگو برای من مهم نیست که چه کسی به من آسیب میزند، چون ارزش خون بیکسها کمتر از این حرفهاست.
گناهش مینویسی ای فرشته
ترا خود هیچ انسانیتی نیست
هوش مصنوعی: ای فرشته، تو که گناهان او را ثبت میکنی، بدان که خودت هیچ نشانی از انسانیت نداری.
به چشمش گر کم از خس می نمایم
خسی را این هم اندک عزتی نیست
هوش مصنوعی: اگر در چشم او کمتر از خس به نظر بیایم، باز هم این نشان از اندکی از عزت و ارزش نیست.
من ومهرش که در خیل گدایان
چو من درویش صاحب همتی نیست
هوش مصنوعی: من و محبوبم که در میان این جمعیت گدایان هستیم، مثل من درویش و بیپول، هیچ کس به پای همت و ارادهمان نمیرسد.
کمال اینجا چه درویشی فروشی
که شاهان را برین در قیمتی نیست
هوش مصنوعی: کمال در اینجا به معنای کامل بودن یک درویش است که ارزش او بیشتر از قیمتهایی است که برای شاهان تعیین میشود. در واقع، این شخص به قدری باارزش است که هیچ قیمتی نمیتواند او را توصیف کند.