برگردان به زبان ساده
مرا از چشم تو نازی نیاز است
به نازی کش مرا چندین چه ناز است
هوش مصنوعی: من به نگاه تو احتیاج دارم، کشش و جذبهات مرا به سمت خود میکشد. این همه ناز و دلربایی که از تو میبینم، چقدر برانگیزاننده است.
دلم بنواز یعنی سوز و بگداز
که دل مسکین غمت مسکین نواز است
هوش مصنوعی: دل من را با محبت و عاطفه آرام کن، زیرا که دلِ بیچارهام از غمهای تو در آتش سوز و گداز است.
رخت دارند و خط بیچارگان دوست
که این بیچاره سوز آن چاره ساز است
هوش مصنوعی: دوستان بیچارهاند و به خاطر مشکلاتشان لباسهایی که دارند، نشانه درد و رنج آنهاست، زیرا این رنج و مشکلات، میتواند راهگشای زندگیشان باشد.
مده گو لب چو زلف آمد به دستم
که گر روزش نبوسم شب دراز است
هوش مصنوعی: از گفتن لب مثل زلف که به دستم رسیده خودداری کن، چون اگر روز آن را نبوسم، شب خیلی طولانی خواهد بود.
لبش نرم گدازد از دم من
که آه سینه سوزم جان گداز است
هوش مصنوعی: لب او به قدری نرم و لطیف است که وقتی به آن نزدیک میشوم، دلم به شدت میسوزد و احساساتی عمیق در من بیدار میشود.
به رویش واعظا شد سجده واجب
سخن کوتاه کن وقت نماز است
هوش مصنوعی: ای واعظ، بر روی تو سجده واجب شده است؛ پس سخن را کوتاه کن، زیرا وقت نماز فرا رسیده است.
کمال از زلف او بونی نیابی
گرت از صد سر و جان احتراز است
هوش مصنوعی: اگر بخواهی از زیبایی و کمال زلف او بینصیب بمانی، حتی اگر از صد سر و جان خود دوری کنی، موفق نخواهی شد.