برگردان به زبان ساده
گل به صد لطف بدید آن بر و پنداشت تن است
شکل خود دید همانا چو ز آبت بدن است
هوش مصنوعی: گل با تمام لطافتش به او نگاهی کرد و فکر کرد که او هم شکل خودش است. اما در واقع، چون او از آب نشأت گرفته، بدنش به این شکل در آمده است.
نازک اندام که ز آسیب صبا تاب نداشت
ظلم باشد اگر از برگ گلش پیرهن است
هوش مصنوعی: دختری لاغر و ظریف که نمیتواند آسیب نسیم را تحمل کند، اگر به او ظلم شود، چه بسا که پیراهنش از گلبرگ ساخته شده باشد.
ای گل از سیم بناگوش بتم گیر به وام
مایه حسن و میندیش که قرض حسن است
هوش مصنوعی: ای گل، از زیبایی و دلربایی خود بهره ببر و نگران نباش که این زیبایی موقتی است و هیچ چیز دائمی نیست.
نکنم جز به خیال قد تو قصه دراز
بلبلان را سخن ار هست به سرو چمن است
هوش مصنوعی: من هیچ داستانی جز خیال قد تو نمیبافم، هرچند اگر سخنی باشد، به زیبایی و قد بلبلان در باغ اشاره دارد.
نیست الا اثر سوز دل و آه درون
بر لب از خال تو این دود که بر جان من است
هوش مصنوعی: هیچ چیز جز اثر دل سوخته و آه درونم با لبانم نیست. این دودی که بر جان من نشسته، از عشق به توست.
مشک بر گردن آن ترک خطا چیست ز زلف
بت چینش مگر آورده خراج ختن است
هوش مصنوعی: مشک به گردن آن جوان زیبا چه معنی دارد؟ آیا این نشانهای از زلفهای او نیست که مانند چینش ختن میباشد؟
میچکد آب حیات از سخنان تو کمال
سخن این است که گویی تو دگرها سخن است
هوش مصنوعی: سخنان تو مانند آب حیات است و در واقع، کمال صحبت در این است که تو خودِ کلام و معانی دیگران هستی.