برگردان به زبان ساده
گل از پیراهنت بوئی شنیدست
گریبان از برای آن دریده ست
هوش مصنوعی: گل به خاطر بوی خوش پیراهنت، گریبانش را برای آن که تو را ببیند، پاره کرده است.
چو دید اندر چمن دامن کشانت
ز حسن و لطف خود دامن کشیده است
هوش مصنوعی: وقتی که در باغ، دامن زیبایت را میبینم، متوجه میشوم که زیبایی و لطف تو باعث شده است که طبیعت نیز دامن خود را جمع کند.
به نو بر فلک کم مینماید
مگر از دور ابروی تو دیدهست
هوش مصنوعی: چشمهای تو مانند قوس و قزح به دور از نظر افکن میکنند و تنها از فاصلهای دور میتوان جمال تو را دید.
حدیثی از لبت هر کس که بنوشت
زکلکش بر ورق سرخی چکیده ست
هوش مصنوعی: هر کس که سخنان زیبای تو را بنویسد، آن کلامش همچون رنگ قرمز روی کاغذی زیبا جلوه میکند.
از چندین تیر کاندر ترکش تست
دل مجروح را تیری رسیده است
هوش مصنوعی: در میان تیرهای بسیاری که در ترکش وجود دارد، یکی از آنها به دل مجروح من رسیده است.
ندیدست آن دهان هیچ آفریده
به حکم آنکه از امید کشتن از
هوش مصنوعی: هیچ مخلوقی نتوانسته است مانند آن دهان را ببیند، زیرا امیدی برای کشتن وجود ندارد.
کمال از غصه خود را کشت گوئی
هیچ آفریده ست نیفت بریده ست
هوش مصنوعی: انگار که کمال از شدت اندوه جان خود را از دست داده است، به گونهای که هیچ مخلوقی نتوانسته است چنین حالی را تجربه کند و او به شدت در حال ناتوانی و تنگدستی قرار دارد.