برگردان به زبان ساده
عشق تو سراسر همه سوز و همه دردست
رین شیوه به اندازه مردی است که مردست
هوش مصنوعی: عشق تو تمام وجودم را پر از سوز و درد کرده است. این احساس به اندازه مردی است که به حقیقت مردانگی رسیده است.
آنکس که درین صرف نکردست همه عمر
بیچاره ندانم که همه عمر چه کردست
هوش مصنوعی: کسی که تمام عمرش را صرف یادگیری نکرده، نمیدانم در نهایت چه کاری انجام داده است.
زاهد چه عجب گر کند از عشق تو پرهیز
کس لذت این باده چه داند که نخوردست
هوش مصنوعی: عجبی نیست اگر زاهدی از عشق تو دوری کند، زیرا کسی که طعم این شراب را نچشیده، از لذت آن بیخبر است.
عاشق که نه گرمست چو شمع از سر سوزی
گر آتش محض است به جان تو که سردست
هوش مصنوعی: عاشق مانند شمع نیست که از شدت عشق داغ و سوزان باشد. او اگرچه در وجودش آتش عشق دارد، اما به خاطر تو که سرد و بیتفاوتی، آن احساسات در او کمرنگ شده است.
اشکی که بود سرخ چو رخسار تو داریم
ما را ز تو تشریف نه تنها رخ زردست
هوش مصنوعی: ما اشکی داریم که به سرخی چهره توست، و این اشک تنها نشانگر غم ما نیست، بلکه نشان دهنده احترامی است که برای تو قائل هستیم و همچنین چیزی فراتر از غم جدایی را نشان میدهد.
بی شک که بر آن در من خاکی ز ضعیفی
بنشستم و پنداشت رقیب نو که گردست
هوش مصنوعی: بدون شک بر آن در که در اثر ناتوانی نشستهام، دشمن فکر کرده که من به قدرتی بزرگ دست یافتهام.
گر هست کمال از دو جهان فرد عجب نیست
این نیز کمالی است که آزاده و فردست
هوش مصنوعی: اگر در دو جهان کمال وجود داشته باشد، شگفتآور نیست که این نیز یک نوع کمال است که تنها متعلق به فرد و انسان آزاده است.