برگردان به زبان ساده
عشق تو و نوبه آبگینه و سنگ است
نام نکو در ره نو موجب ننگ است
هوش مصنوعی: عشق تو مانند مواد باارزشی چون شیشه و سنگ است. یاد و نام نیک در مسیر تازه، باعث خجالت و شرم است.
تا به من الفت است از همه دورم
تا بتوام آشتی است با همه جنگ است
هوش مصنوعی: تا زمانی که با من دوستی و محبت داری، از همه چیز دور هستم و اگر بتوانم با تو آشتی کنم، با همه در جنگ هستم.
بانگ سگش میرسد ز گوشه آن بام
مطرب مجلس چه جای نغمه چنگ است
هوش مصنوعی: صدای سگ از گوشه آن بام به گوش میرسد؛ در این وضعیت، جایی برای نغمه چنگ و موسیقی خوش نیست.
سرخی اشکم چو دید و زردی رخسار
گفت که در عشق ما هنوز دو رنگ است
هوش مصنوعی: او وقتی که سرخی اشکهای من را دید و زردی چهرهام را مشاهده کرد، گفت که در عشق ما هنوز تضاد و دو رنگی وجود دارد.
تیره چه باشم چو زلف او دهدم دست
ک ای نفس واپسین چه جای درنگ است
هوش مصنوعی: چرا باید غمگین باشم وقتی که زلف او را به دست گرفتهام؟ ای نفس آخرین، چه جایی برای تردید وجود دارد؟
از خط رخسار بار چهره مقصود مقصد
دیر توان دید چون بر آئینه رنگ است
هوش مصنوعی: از روی زیبایی چهره، نمیتوان به راحتی مسیر و مقصد دل را شناخت، زیرا مانند رنگی است که بر آئینه میافتد و تصویر را تغییر میدهد.
ارباب جهد بی خطری نیست
کام دل طالبان به کام نهنگ است
هوش مصنوعی: کوشش بیخطر برای کسی وجود ندارد، چرا که کسانی که به دنبال آرزوهای خود هستند، در نهایت ممکن است به مشکلاتی بزرگتر برخورد کنند.
بخت و سعادت زند به دامن او چنگ
ناری از آن زلف هر که را که به جنگ است
هوش مصنوعی: سرنوشتی خوش و سعادت را چون آتش به دامن او میزند، در حالی که زلف او چنگی است برای هر کسی که در میدان نبرد قرار دارد.
در صفت زلف او کمال چه پیچی
وصف دهانش بکن که قافیه ننگ است
هوش مصنوعی: زلف او به قدری زیبا و جذاب است که هر چه درباره زیبایی لبهایش بگویی، کوچک و ناپسند به نظر میرسد.