برگردان به زبان ساده
تورا در کوی جانان خانهای هست
به هر کویی چو من دیوانهای هست
هوش مصنوعی: در مکانهای مختلفی در دل شهر محبوب، خانهای برای تو وجود دارد، زیرا هر کوی و برزن دیوانهای مثل من را در خود جای داده است.
بزن چوبش که دزد است آن سر زلف
بهدست ار نیست چوبت شانهای هست
هوش مصنوعی: اگر او موهایش را به دست گرفته و دزدی میکند، با چوب به او بزن، چون اگر چوب نداشته باشی، شانهای برای این کار به همراه داری.
منور شد ز رویت دیدهٔ دل نیز
کز آن به نور در هر خانهای هست
هوش مصنوعی: چهرهٔ تو چنان نورانی است که حتی چشم دل من را هم روشن کرده و این نور در هر جایی که بروم حضور دارد.
نشان آنکه رویت خرمنم سوخت
بر آن آتش ز خالت دانهای هست
هوش مصنوعی: چهره تو به قدری زیباست که دل من را به آتش کشیده و از عشق تو گویی دانههایی به جا مانده که به خاطرههایم پیوستهاند.
سماع ما به زاهد در نگیرد
درین صحبت مگر بیگانهای هست
هوش مصنوعی: ما هنگام گوش دادن به موسیقی و نیایش، نمیتوانیم با شخص زاهد و پرهیزکار ارتباط برقرار کنیم، مگر اینکه فردی غیرمعمول و ناآشنا در این جمع حضور داشته باشد.
مزن ای خم شکن بر صوفیان سنگ
که زیر خرقه شان پیمانهای هست
هوش مصنوعی: ای خمشکن، به صوفیان سنگ نزن، زیرا زیر لباسهای ظاهری آنان، حقیقتی از عشق و معرفت وجود دارد.
کمال ار نیست هیچت لایق دوست
غزلهای ترِ رندانهای هست
هوش مصنوعی: اگر چیزی برای تو کمال نیست، پس لایق دوستی نیستی. شعرهای دلنشینی از یک عاشق رند وجود دارد.