برگردان به زبان ساده
هرگز سوی ما چشم رضائی نگشادی
گوشی به حدیث من بیدل ننهادی
هوش مصنوعی: تو هرگز به ما لطف و نیکی نکردی و به سخنان من که پر از احساس و درد است، توجهی نکردی.
ای دُرّ گرانمایه که مثل تو کم افتد
یک روز به دست من مفلس نفتادی
هوش مصنوعی: ای گوهری ارزشمند که همانند تو به ندرت پیدا میشود، روزی به دست من بیچاره نیفتی.
در دیده من جمله خیالند و تو نقشی
بر خاطر من جمله فراموش و تو یادی
هوش مصنوعی: در چشمان من همه چیز خیالی است و تو فقط یک تصویر در ذهنم هستی. همه چیز برای من فراموش شده است و تو تنها یادآوری هستی.
با آنکه بجز محنت و رنج از تو ندیدم
شادم که به رنج من محنتزده شادی
هوش مصنوعی: هرچند جز درد و زحمت از تو چیزی ندیدم، اما خوشحالم که در این زحمتها و رنجها، شادیای برای من وجود دارد.
از کام دل من نرود گر برود جان
شیرینی آن بوسه که گفتی و ندادی
هوش مصنوعی: اگرچه جانم ممکن است برود، ولی شیرینی آن بوسهای که قولش را دادی و به من ندی، از دل من بیرون نخواهد رفت.
رفتی به سر اسب چو باد از نظر ما
تو عمر خوشی از پی آن رفته به بادی
هوش مصنوعی: تو به سرعت و بیخبر از ما همچون باد رفتهای، و در پی آن، جوانی و لحظات خوشی نیز به باد رفته است.
دی راندی و میگفت کمال از پی خیلت
شاهی که ز خوبان به رخ و اسب زیادی
هوش مصنوعی: دیروز کسی در حال نوشیدن شراب بود و میگفت که آدم کامل به دنبال هدایت و خرابی است، نه فقط زیبایی صورت و امکانات زیاد.