برگردان به زبان ساده
ورای آن چه سعادت بود که ناگاهی
به حال بی سروپائی نظر کند شاهی
هوش مصنوعی: در بالای آنچه خوشبختی به حساب میآید، چه آگاهیای وجود دارد که ناگهان به وضعیت بیسروسامانی توجه کند و نگاهی از جانب پادشاه بیفکند؟
چراغ صبحدم دل فروز عالم را
چه کم شود که شود رهنمای گمراهی
هوش مصنوعی: چراغ صبحگاه که دل دنیا را روشن میکند، چه کمکی به راهنمایی کسانی که گمراهند میتواند بکند؟
نسیم را چه زیان گر ز راه هم نفسی
کند عنایت دل خسته ای سحرگاهی
هوش مصنوعی: اگر نسیم صبحگاهی به دل خستهای توجه کند و به او همدمی دهد، چه آسیبی به آن خواهد رسید؟
به جان و دل شده ام پای بند بند گیت
نه از سر غرضی نه ز روی اکراهی
هوش مصنوعی: من با تمام وجودم به گیتار وابستهام، نه به خاطر نیت بدی و نه از روی اجبار.
چگونه دست توان داشت از چنین سروی
چگونه روی توان تافت از چنین ماهی
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است دستی به جذابیت چنین سرو بلندی داشته باشد و چگونه میتوان از زیبایی چنین ماهی درخشان چشم پوشید؟
هلال ابروی او را ز حسن موئی کم
نگردد ار نگرد سوی ما به هر ماهی
هوش مصنوعی: هلال ابروی او به اندازهای زیباست که حتی اگر او به ما نگاه نکند و به هر ماهی هم برنگردد، زیباییاش از حسن و جذابیتش کاسته نمیشود.
سخن دراز شد و خالص سخن این است
که چون منت نبود مخلص و هواخواهی
هوش مصنوعی: گفت و گو طولانی شد، اما اصل ماجرا این است که وقتی علاقه و محبت واقعی وجود ندارد، انتظار و منت نمیتواند مفهوم داشته باشد.
کمال عز قبول نر از سعادت یافت
که بافت از همه اقران خود چنین جاهی
هوش مصنوعی: کمال عزت و مقام او از خوش شانسی به دست آمد که توانست از میان همه همسن و سالان خود، چنین جایگاهی را بدست آورد.