برگردان به زبان ساده
نیست بهای جان بسی پیش تو چون کشد کسی
در نظرت جهان و جان نیست به قیمت خسی
هوش مصنوعی: جان انسان در برابر تو قیمت چندانی ندارد، زیرا وقتی کسی در نظر تو دنیا و وجودش را از دست میدهد، دیگر جانی برایش با ارزش نیست.
شادی جان اگر توئی نیست غم جهان مرا
غصه چه وحشت آورد با رخ چون تو مونسی
هوش مصنوعی: اگر تو شادی جانم هستی، دیگر غمهای دنیا برایم اهمیت ندارند. هیچ دلیلی برای نگرانی نیست وقتی که چهرهای چون تو در کنارم است.
از لب و غمزة توأم باده پرست و مست هم
باده و ساقئی چنین نیست به هیچ مجلسی
هوش مصنوعی: از لب و ناز تو، من همیشه شیفته و مست هستم و هیچ شراب و باری به این اندازه در هیچ مهمانی پیدا نمیشود.
زیر دو لبه سه بوسه ام گفتی و چشم چار شد
چون به یکی نمیرسی وعده چه میدهی بسی
هوش مصنوعی: زیر دو لب تو سه بار مرا بوسه دادی و چشمانت چهار بار به هم افتاد. اما وقتی که به یک وعده هم نمیرسی، چرا این همه وعده میدهی؟
از تو به من چو بلبلان نالم و بس که در چمن
می رخ زرد و چشم تر نیست گلی و نرگسی
هوش مصنوعی: من مانند بلبلان از تو مینالیدن، زیرا در این گلزار دیگر نه گلی دارم و نه نرگسی با چهرهای شاداب و چشمی خیس.
سهر قلم ز بیخودی باز نداند از رقم
نقطة خالت ار فتد بر ورق مهندسی
هوش مصنوعی: قلم در حالت بیخودیش نمیتواند از حالت نقطه صورت تو بر روی کاغذی که با مهارت طراحی شده، آگاهی پیدا کند.
یافت کمال وصل تو دولت نقد او ببین
نقد چنین کم اوفتد خاصه به دست مفلسی
هوش مصنوعی: اگر کسی به کمال وصال و نزدیکی تو دست یابد، به راستی که در این دنیا خوشبختی و سعادتی نصیبش شده است. اما این خوشی و ثروت در دستان کسی که در فقر و تنگدستی به سر میبرد، به ندرت پیدا میشود.