برگردان به زبان ساده
نیست در عشق تو سوز من و شمع امروزی
هر دو عمری ست که داریم به هم دلسوزی
هوش مصنوعی: در عشق تو دیگر نه حرارتی دارم و نه شمعی که در این زمان بسوزد؛ هر دوی ما سالهاست که به یکدیگر محبت و دلسوزی میکنیم.
تیره شد حال جهانی رخ چون روز نمای
که بود عادت خورشید جهان افروزی
هوش مصنوعی: حالت مردم جهان تیره و ناخوش شده است، مانند روزی که خورشید از عادت خود بازمانده و دیگر نمیتابد.
آخر ای شوخ بدین خاتم لعلی که توراست
هرکجا دعوی شاهی بکنی فیروزی
هوش مصنوعی: آخر ای playful، این خاتم زیبا و قیمتی متعلق به توست، و هر جا که ادعای سلطنت کنی، پیروزی با تو خواهد بود.
دل اگر پاره شد از درد تو غم نیست چو هست
ناوک چشم تو را قاعدهٔ دلدوزی
هوش مصنوعی: اگر دل از درد تو پاره پاره شود، ناراحت نیستم؛ زیرا نگاه تو خود به تنهایی قاعدهای برای عاشقکشی دارد.
در فن خویش از آن غمزهٔ تو استاد است
کاین همه فتنه بدان شوخ تو می آموزی
هوش مصنوعی: در هنر خود به اندازهای از جذابیت و زیبایی تو آموختهام که این همه افسون و جلب توجه را از تو یاد گرفتهام.
خون مخور تا که نگویند فلانی می خورد
ای خیالی چو تو را هست ز تهمت روزی
هوش مصنوعی: نزن به جان خودت که دیگران نگویند فلانی اهل خوردن است، ای خیال! وقتی روزی تو از تهمت محفوظ است.