برگردان به زبان ساده
مشاطّه سر زلف تو ببرید به بازی
تا بیش به مردم نکند دست درازی
هوش مصنوعی: آرایشگر موهای تو را به بازی گرفت تا دیگران نتوانند به تو دستدرازی کنند.
گه گه به نیاز دل عشاق نظر کن
ای سرو بهشتی که سراسر همه نازی
هوش مصنوعی: هر بار که دل عاشقان به شوق و نیاز میتپد، به زیبایی و جذابیت تو، ای سرو بهشتی، نگاه کن که همهجا جذابیت و ناز وجود دارد.
چون چنگ نهادیم به پیشت سرِ تسلیم
مختار توئی گر بزنی گر ننوازی
هوش مصنوعی: وقتی به تو نزدیک میشویم و خود را تسلیم میکنیم، تو مختار و انتخابکنندهای. اگر بخواهی میتوانی ما را به سختی بیندازی یا اینکه با نوازش و محبت با ما رفتار کنی.
تا روی عبادت ننهد پیش تو زاهد
در مذهب رندان سخنش نیست نمازی
هوش مصنوعی: هرگاه زاهد برای عبادت به تو روی نیاورد، سخن رندان بیفایده است و تاثیری نخواهد داشت.
ای قند چه داری سرِ دعوی لطافت
ترسم که لبش بینی و از شرم گدازی
هوش مصنوعی: ای قند، چقدر لطیفی! میترسم وقتی لبش را ببینی، از شرم آب بشوی.
خواهی که برآری نفس گرم چو مجمر
شرط است که با سوز دل خویش بسازی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی همچون مشعلی پرحرارت و سوزان باشی، لازم است که با دل دردمند و احساسات خود کنار بیایی و سازگاری پیدا کنی.
هرچند که آید دُرِ اشک تو خیالی
از دیده مرانش که یتیمی ست نیازی
هوش مصنوعی: هرچند که اشکهای تو ممکن است به نظر بیاید، اما از چشمانت آنها را دور نکن چون این اشکها نشانهی یتیمی و نیازی هستند.