برگردان به زبان ساده
تا دلم را به غم هجر درانداختهای
صبر را خانه ز بنیاد برانداختهای
هوش مصنوعی: به خاطر غم دوریات، صبر و آرامشم را به کلی از بین بردهای.
دل نیندازم اگر تیر تو از جان گذرد
تا نگویند به سهمی سپر انداختهای
هوش مصنوعی: اگر تیر عشق تو به جانم برخورد کند، دل را نمیزنم، چرا که نمیخواهم بگویند به خاطر ترس، خودم را محافظت کردهام.
تا گشادی به تبسّم لب شیرین، ز حسد
شوری اندر دل تنگ شکر انداختهای
هوش مصنوعی: وقتی لبخند شیرینت را برمیگشایی، حسد در دل تنگم مانند شور و شوقی به وجود میآورد که شکر را تلخ میکند.
آب روی تو چو از سیل سرشک است ای چشم
تو چنینش ز چه رو از نظر انداختهای
هوش مصنوعی: چشمان تو مانند سیلابی از اشک است، اما چرا اینچنین از دید پنهانش کردهای؟
این چه ساقیست خیالی که به جای می ناب
تیر او خوردی و مستانه سرانداختهای
هوش مصنوعی: این چه ساقیای است که خیالاتش به جای شراب ناب به تو رسیده و تو بیخبر از حقیقت، مست و سرمست به نظر میرسی.