برگردان به زبان ساده
تا کی ای شوخ به هر بیخبری میسازی
خاک کوی تو منم گر گذری میسازی
هوش مصنوعی: چقدر باید تو با هر کسی که از حال و هوای تو بیخبر است شوخی کنی؟ من که همیشه در کوی تو هستم، اگر تو به من سری بزنی، چه از این بهتر؟
این هم از آتش سودای تو داغ دگر است
که مرا سوختی و با دگری میسازی
هوش مصنوعی: این هم از آتش عشق توست که دوباره دلم را سوزانده است. تو که مرا سوزاندی، حالا با کسی دیگر خوش میگذرانی.
روشن است این که مرا شمعصفت میسوزی
تو به هرکس که قضا را قدری میسازی
هوش مصنوعی: واضح است که تو مانند شمعی مرا میسوزانی و این کار را با هر کسی که سرنوشتش را به دلخواه خود شکل میدادی، انجام میدهی.
زلف از چهره برافکندی و معلومم شد
که شب تیرهدلان را سحری میسازی
هوش مصنوعی: موهای خود را از روی چهرهات کنار زدی و با این کار نشان دادی که همچون سپیدهدمی برای دلهای غمگین و تاریک میتابی.
گفتهای بنده خیالی هم از اهل نظر است
بندهٔ مخلص خود را نظری میسازی
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که اگر کسی به دیگری بگوید که او بندگی و خدمت به خدای خود را بر عهده دارد، این نشاندهندهی این است که او از افرادی است که به مسائل معنوی و فکری اهمیت میدهند. در نهایت، این شخص باید به بندگان مخلص خود نگاهی داشته باشد و آنها را مورد توجه قرار دهد.