برگردان به زبان ساده
ای دل به طریقی سوی زلفش اگر افتی
پرهیز از آن حلقه، مبادا که درافتی
هوش مصنوعی: ای دل! اگر به سمت زلف او رفتی، از آن حلقه دوری کن، مبادا که در دام او بیفتی.
زنهار چو من در قدمش سر نهم ای اشک
تو نیز روان آیی و در پا به سر افتی
هوش مصنوعی: مراقب باش که همچون من، با تمام وجود در برابر او تسلیم نشوی. ای اشک، تو نیز با شدت بریز و همچون من، در برابر او به زمین بیفت.
ارباب نظر را ز تماشای رخ دوست
مانع تویی ای پرده خدایا که برافتی
هوش مصنوعی: ای خدای پرده، تو مانع نگاه ارباب نظر به زیبایی دوست هستی که بر زمین افتادهای.
من بعد من و رهگذر کوی تو تا حشر
باشد که به دام من از این رهگذر افتی
هوش مصنوعی: پس از من و هر کسی که از کوی تو بگذرد، تا روز قیامت در دام من خواهد افتاد.
زاین بیش منه پای به روی من و اندیش
زآن دم که به ناگه چو سرشک از نظر افتی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که بیشتر از این بر روی من پا نگذار و فکر کن به زمانی که ناگهان مثل اشک از نظر دور میشوی.
زآن باده که جامش لب یار است خیالی
ترسم که چو یابی خبری بیخبر افتی
هوش مصنوعی: از آن شرابی که در دست یار است، میترسم اگر روزی خبری از او پیدا کنی، ناخواسته در غم و اندوه فروافتی.