برگردان به زبان ساده
لاله کز گل میبرد دل چهرهٔ رعنای او
چون کند چون نیست کس را با رخت پروای او
هوش مصنوعی: تقدیر زیبایی و دلربایی او باعث شده که هیچکس به اندازه او نتواند در دل ما جای بگیرد. دلباختهایم و زیبایی او در کنار گل لاله، وصفناپذیر است.
لاف خوبی سرو قدّت را رسد زیرا که هست
شیوهٔ رندی قبایی راست بر بالای او
هوش مصنوعی: سرو قد تو آنقدر زیبا و برجسته است که حتی در برابر آن، دیگران نمیتوانند به خوبی دربارهاش صحبت کنند. بهویژه که در عین زیبایی، رفتاری زیرکانه و باوقار دارد که به آن جلوه خاصی میبخشد.
چون کند دل خود فروشی با سر زلفت که نیست
نقد جان را قیمتی در حلقهٔ سودای او
هوش مصنوعی: زمانی که کسی دلش را به تار موهای تو میفروشد، باید بداند که جان خود را نمیتواند با هیچ قیمتی در دنیای عشق تو معاوضه کند.
هرکه را در جان ز تاب آتش دل همچو شمع
هست سوزی می توان دانست از سیمای او
هوش مصنوعی: هرکس که در دلش آتش عشق مانند شمعی میسوزد، از چهرهاش میتوان فهمید که دلی دردمند دارد.
تا قدح هردم چرا بوسد لب میگون او
ز این حسد عمری ست تا من می خورم غمهای او
هوش مصنوعی: هر بار که لیوان را به لبان خوش رنگ او میزنم، به خاطر حسادت او، عمر طولانیام را صرف نوشیدن غمهایش کردهام.
مطربا چون عود سر تا پای خود در چنگ غم
تا نمی سوزد نمی داند کسی غوغای او
هوش مصنوعی: ای نوازنده، تا زمانی که وجود تو در غم و اندوه شعلهور نشود، هیچکس نمیتواند از درد و رنج تو باخبر شود.
با خیالی کاش از این دلسوزتر بودی غمت
تا نهانی شادمان بودی دل تنهای او
هوش مصنوعی: ای کاش تو هم مانند من دلسوز بودی، تا غم تو پنهانی میماند و دل تنهایم شاد میشد.