برگردان به زبان ساده
تا چمن دم زد ز لطف عارض رعنای او
گل گل است از چوب تر خوردن همه اعضای او
هوش مصنوعی: تا چمن از زیبایی چهره دلربای او شکوفا شد، تمام اعضای او مانند گلهایی هستند که از رطوبت چوب مرطوب شدهاند.
گوییا از شیوهٔ قدّش نشانی داد سرو
کز هوس مرغان همی میرند بر بالای او
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که سرو با قامت زیبایش نشانی از خود به نمایش گذاشته است، چرا که پرندهها به خاطر عشق و علاقه به او بر روی شاخههایش نشسته و جان میسپارند.
دید نرگس عارضش را و گلِ فردوس گفت
خوب دیده ست آفرین بر دیدهٔ بینای او
هوش مصنوعی: نرگس با چهرهاش دیده شد و گلِ بهشتی گفت که دیدن او چقدر زیباست و بر چشمی که این زیبایی را میبیند، درود میفرستد.
چون کند دل خود فروشی با سر زلفش چو نیست
نقد جان را قیمتی در حلقهٔ سودای او
هوش مصنوعی: زمانی که دل خود را به زلف او میفروشد، حالتی ایجاد میشود که در آن جان انسان هیچ ارزی ندارد، زیرا در دنیای عشق او ارزشها تغییر میکنند.
ای خیالی کی بود کز لوح دل گردد تمام
نقش جان محو و خیال یار گیرد جای او
هوش مصنوعی: ای خیال، کی میخواهی از صفحه دل محو شوی و تمام اثرات جان را پاک کنی و جای او را در ذهنم بگیره؟