برگردان به زبان ساده
به هوا و هوس نکهت پیراهن تو
گر رود جان من از سینه فدای تن تو
هوش مصنوعی: اگر بوی خوش پیراهن تو در عالم بپیچد، من جانم را از سینهام فدای زیبایی و وجود تو میکنم.
گر بپیچیم سر، از شیوهٔ مردی نبود
به جفایی که کند غمزهٔ مرد افکن تو
هوش مصنوعی: اگر سرمان را خم کنیم، این کار نشانهٔ مردانگی نیست، بلکه به اهانتی است که شمایل جذاب تو میتواند به جان مردان بزند.
ای که شد دامنم از دست جفاهای تو چاک
رحمتی گر نکنی دست من و دامن تو
هوش مصنوعی: ای کسی که با رفتار ناپسند خود دامنم را پاره کردی، اگر به من رحم نکنی، دامن تو نیز از دست میرود.
بدمکن ای مه و پرهیز که آتش نزند
دود آه من دلسوخته در خرمن تو
هوش مصنوعی: ای ماه زیبا، از من دوری کن تا اینکه غم و اندوه من آتش نگیرد و دلم را بسوزاند و این سوختن به تو آسیبی نرساند.
عشق از آن غمزه چو تیغی به کف آورد ای دل
سرخود گر نکنی خون تو در گردن تو
هوش مصنوعی: عشق مانند تیغی در دست زیبایی است. ای دل، اگر خودت را کنترل نکنی، خون خودت بر گردنت خواهد بود.
گر خیالی به وفایت ندهد جان حزین
به چه فن جان برد ای شوخ ز مکر و فن تو
هوش مصنوعی: اگر خیالی به صداقت تو نداشته باشد، جان حزین چه تصوری باید داشته باشد؟ ای نازک نواز، چه حیله و ترفندهایی داری!