برگردان به زبان ساده
تا می فشاند سوز دل خون از کباب خویشتن
هرگز ندیدم اشک را دیگر بر آب خویشتن
هوش مصنوعی: دل سوزان و دردناک من همیشه مثل کبابی در حال سوختن است و هرگز دیگر اشکهای خودم را بر روی آب نمیبینم.
این داروگیر عارض و زلف تو هم خواهد گذشت
دایم نمی ماند کسی بر آب و تاب خویشتن
هوش مصنوعی: این وضعیت و شرایطی که به خاطر زیبایی و زلف تو پیش آمده، همواره باقی نخواهد ماند. هیچکس نمیتواند همیشه در وضعیت و حال خود باقی بماند.
ناصح چه پرسی جرم من چون نیست در تو مرحمت
سایل گر او باشد مرا گویم جواب خویشتن
هوش مصنوعی: ای نصیحتکننده، چرا از من میپرسی که جرم من چیست؟ چون رحمت تو نسبت به من وجود ندارد. اگر او (خدا) باشد، میتوانم جواب خودم را به او بگویم.
ای عیب جوی عاشقان بویی گرت هست از هنر
فکر خطای ما مکن بهر صواب خویشتن
هوش مصنوعی: ای کسی که به عیوب عاشقان توجه میکنی، اگر از هنر و زیبایی بویی حس میکنی، خطاها و نقصهای ما را نادیده بگیر و به خاطر صحت و درستی خودت، ما را قضاوت نکن.
از گریه تا آبی نزد هر شب خیالی بر درت
راضی نشد از دیدهٔ بیدار خواب خویشتن
هوش مصنوعی: از غم و اندوه، اشکهای من تا صبح ادامه داشت، اما هر شب خیالی که بر در خانهات بود، نتوانست من را قانع کند که از خواب بیدار شوم و خود را در آغوش بگيرم.