برگردان به زبان ساده
ای مهر تو انیس دل ناتوان من
ذکر لب و دهان تو ورد زبان من
هوش مصنوعی: ای خورشید زندگی من، که دل ضعیف من به تو آرامش مییابد، نام تو همیشه بر زبان من جاری است.
تا نام تو شنید و نشان تویافت دل
دیگر اثر نیافت ز نام و نشان من
هوش مصنوعی: زمانی که دلش نام تو را شنید و نشانهات را یافت، دیگر به چیزی از نام و نشان من توجه نکرد.
از لوح خاطرم نرود نقش مهر تو
بعد از اجل که خاک شود استخوان من
هوش مصنوعی: هرگز تصویر محبت تو از یادم نمی رود، حتی بعد از اینکه عمرم به پایان برسد و بدنم به خاک تبدیل شود.
دل سوخت زاین حسد که چرا صرف می شود
جز نقد جان من به فدای تو جان من
هوش مصنوعی: دل من به خاطر این حسادت می سوزد که چرا عمر و زندگی من جز برای تو مصرف می شود. جان من فدای تو؛ جان من برای توست.
کس را وقوف نیست بجز نی ز همدمان
کز دست هجر کیست نفیر و فغان من
هوش مصنوعی: هیچکس جز نی نمیداند که فریاد و ناله من از جدایی چه حالی دارد.
گفتم تن خیالی مسکین چو موی چیست
در تاب رفت و گفت ز فکر میان من
هوش مصنوعی: گفتم که بدن بیچارهام چه شکلی دارد، مانند مو برایش سختی و چرخش پیش آمده است. او در پاسخ گفت که از فکر و خیال من خسته و سرسخت شده است.