برگردان به زبان ساده
آخر ای جان لب شیرین تو را جان گفتن
سخنی نیست که در روی تو نتوان گفتن
هوش مصنوعی: ای جان، زیبایی لبهای شیرین تو به حدی است که هیچ کلامی نمیتواند وصف آن را به درستی بیان کند.
گفتم آنی ست در آن روی شد از خویش ببین
کآخر کار زیان داشت مرا آن گفتن
هوش مصنوعی: گفتم آنجا که تو هستی، آیا نمیبینی که در نهایت، آن حرفی که زدم به من ضرر زد؟
با که گویم غم خود چون همه کس را یاد است
شرح افسانهٔ عشقت ز فراوان گفتن
هوش مصنوعی: با کی درباره غم خود حرف بزنم، وقتی همه افراد داستان عشق تو را به خوبی میدانند و از بس دربارهاش صحبت کردم، برایشان عادی شده است.
گویم اکنون به قدت راز دل خویش بلند
تا به کی با دهن تنگ تو پنهان گفتن
هوش مصنوعی: اکنون میخواهم از عمق دل و احساساتم با تو صحبت کنم و دیگر نمیخواهم این رازها را در دلم نگه دارم. چرا باید همچنان ساکت بمانم و از ترس تو چیزی نگوییم؟
گر خیالی سخن از زلف تو گوید چه عجب
عجبی نیست ز دیوانه پریشان گفتن
هوش مصنوعی: اگر کسی دربارهی موی تو حرفی بزند، جای تعجبی ندارد. دیوانهها همیشه در حال پراکنده گویی هستند.