برگردان به زبان ساده
من که با لعل تو فارغ ز می رنگینم
خون دل میخورم و درخور صد چندینم
هوش مصنوعی: من از زیبایی و دلنوازی تو بینیاز هستم و دیگر به شراب رنگین نیاز ندارم، اما در عوض، قلبم پر از درد و غم است و میتوانم این درد را به صورتهای مختلف با دیگران تقسیم کنم.
دورم از دولت دیدار تو و نزدیک است
که ببینم رخ مقصود و چنین میبینم
هوش مصنوعی: از نعمت دیدن تو دورم، اما به زودی نزدیک میشود زمانی که بتوانم چهرهی محبوبم را ببینم و این واقعاً در شرف وقوع است.
زآن چو نافه خوشم از همدمی خون جگر
که نسیمیست ز زلفت نفس مشکینم
هوش مصنوعی: از آن روزی که همراهی تو را دارم، مثل بویی خوش از مشک میمانم که نشانهای از غم و درد دل در خود دارد.
پیش از آن دم که گریبان درم از غصّه چو گل
دامن آن به که ز خود غنچه صفت برچینم
هوش مصنوعی: قبل از آنکه به خاطر غصههایم گرفتار شوم و حالت ژرفی بگیرم، بهتر است از خودم پیشی بگیرم و غمها را کنار بزنم.
گرم پرسیِّ توام سوخت چه باشد ای دوست
که زمانی ببری دردسر از بالینم
هوش مصنوعی: دوست عزیز، وقتی که از حال و احوال من میپرسی، چه فایدهای دارد، وقتی که روزی ممکن است برایت مشکلساز شوم و از کنارم بروی؟
گر نباشد سبب اشعار خیالی که برد
پیش آن خسرو خوبان سخن شیرینم
هوش مصنوعی: اگر دلیلی نباشد برای شعرهای خیالی من، که در برابر آن پادشاه زیباگفتار سخن دلنشین بگویم.