برگردان به زبان ساده
گهی که جانب آن زلف خم به خم بینیم
هرآنچه بر سر ما آید از ستم بینیم
هوش مصنوعی: گاهى که نگاهى به زلفهاى چرخان او مى اندازیم، هر بلایى که بر سر ما بیفتد، از ظلم و ستم به حساب مى آوریم.
به غم بساز دلا چون قرار ما این بود
که هرچه از طرف او رسد به هم بینیم
هوش مصنوعی: دلت را به غم عادت بده، چرا که سرنوشت ما این بود که هر چه از طرف او به ما برسد، با هم تجربه کنیم.
چه نسبت است به ابروی تو مهِ نو را
نه مردمی ست که او را به چشم کم بینیم
هوش مصنوعی: ابروی تو چه ارتباطی با ماه نو دارد، در حقیقت این خود ماه نو است که نسبت به تو هیچ ارزشی ندارد، چرا که بعضی افراد او را با چشمی نابینا میبینند.
دلم که رفت ز شهر وجود بی دهنت
به بوی تو مگرش باز در عدم بینیم
هوش مصنوعی: وقتی دل من از وجودت دور شد، فقط با یاد بوی تو میتوانم دوباره آن را در جایی غیر از این دنیا ببینم.
به پای بوس تو دارد سری خیالی و نیست
امید کز تو همه عمر این قدم بینیم
هوش مصنوعی: کسی با خیالی در پای تو نشسته و امیدی ندارد که در تمام عمر، این قدم را از تو ببیند.