برگردان به زبان ساده
هر نقد دل کآن غمزهٔ پر حیله می آرد به کف
بازش ز عین سرخوشی چشم تو می سازد تلف
هوش مصنوعی: هر بار که دل به دست آن چشم فریبنده سپرده میشود، از شادی و لذت دوچندان میشود و در واقع، آن چشم تو باعث میشود احساسات و شور و شوق قلبی به اوج برسد.
گر غمزه ات خون می کند چشم تو یاری می دهد
ور عارضت دل می برد زلف تو می گیرد طرف
هوش مصنوعی: اگر چشم تو با ناز و غمزهات دل مرا به درد میآورد، اما در عوض، یاریت میکند. و اگر صورتت دل مرا میرباید، زلفهایت آن طرف را میگیرد و توجه مرا جلب میکند.
گر خدمتی آید ز ما بر وجه منت ز آنکه هست
از خدمت خاک درت خورشید را چندین شرف
هوش مصنوعی: اگر خدمتی از جانب ما انجام شود، باید با روی خوش و با منت باشد، زیرا آن خدمت را نسبت به خاک پای تو انجام دادهایم؛ و خورشید نیز به خاطر این مقام، شرافت و بزرگی بیشماری دارد.
هردم به دندان تو دُر لاف لطافت می زند
هرچند کآن بی باک را دندان همی خاید صدف
هوش مصنوعی: هر لحظه دندان تو مانند مرواریدی نرم و لطیف را مینوازد، هرچند که آن دندان بیپروا، همچون صدفی، آن لطافت را میطلبد.
تا کی رقیب از خرّمی طعنه زند بر حال من
این ژاژ خایی را بگو تا بس کند آن بد علف
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که رقیب به شادی من طعنه میزند و حال من را تمسخر میکند. به او بگو که این حرفهای بیاساس را بس کند و به فکر خودش باشد.
گرچه خیالی سر به سر اشک تو دُر شد زآن چه سود
چون آبت از رو می برد باز آن یتیم ناخلف
هوش مصنوعی: اگرچه خیال تو باعث شده که اشکهایت مانند دُر شوند، اما چه فایده دارد وقتی که آب برایت از دست میرود و آن یتیم ناامید دوباره به سمتش برمیگردد.