برگردان به زبان ساده
در عشق از آن خوشدلم از چشم ترِ خویش
کاو صرف رهت کرد به دامن گهر خویش
هوش مصنوعی: در عشق بسیار شادم، زیرا چشم تر من، تنها برای تو بوده و تو را به دامن خود دعوت کرده است.
ما را که امید نظر مرحمت از توست
هر لحظه چه رانی چو سرشک از نظر خویش
هوش مصنوعی: ما که انتظار داریم لطف و توجه تو را داشته باشیم، چرا هر لحظه ما را از خود دور میکنی همچون قطرهای که از چشم دور میشود؟
زین سان که دلم با سرِ زلف تو در آویخت
تا عاقبت کار چه آرد به سر خویش
هوش مصنوعی: دل من با موهای تو در هم آمیخته است و اکنون باید دید این رابطه در نهایت چه عواقبی برای من خواهد داشت.
آنروز زدم از صفت بی خبری دم
کز هیچ زبانی نشنیدم خبر خویش
هوش مصنوعی: در آن روزی که از ویژگی بیخبر بودن خود سخن میگفتم، از هیچ زبانی چیزی درباره خودم نشنیده بودم.
گفتم که سراپای خیالی همه عیب است
من نیز به نوعی بنمودم هنر خویش
هوش مصنوعی: گفتم که همه جنبههای خیالی نواقص دارند، ولی خودم نیز به یک شیوه استعداد و هنرم را نشان دادم.