برگردان به زبان ساده
آن دل که به فن برد ز من غمزهٔ مستش
پر خون قدحی بود همان دم بشکستش
هوش مصنوعی: دل من که به خاطر چشمهای دلربای او پر از درد و غم بود، همان لحظه که او نگاهی به من انداخت، به شدت شکست.
حیف است که از رهگذر کوی تو گردی
برخیزد و جز دیده بود جای نشستش
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی احساسات عاشقانه را بیان میکند. به معنای این است که وقتی کسی از کنار معشوق خود عبور میکند، باید در کنار او بماند و تنها به دیدن او بسنده نکند. در واقع، برخواستن از کنار او و ترک مکان نشستن او موجب تاسف است.
هردم منشین با دگری ورنه به زودی
بی قدر شود کل چو بری دست به دستش
هوش مصنوعی: هرگز خود را با دیگران مقایسه نکن، چون اگر این کار را بکنی به زودی ارزش واقعی تو از بین خواهد رفت، همانطور که اگر کسی چیزی را از دست بدهد، دیگر برایش اهمیتی نخواهد داشت.
بر طرف رخت سلسلهٔ زلف معنبر
دزدی ست لقب هندوی خورشید پرستش
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیبایی و جذابیت یک شخص میپردازد. در آن به زلفهای او اشاره شده که مثل یک زنجیر نرم و دلربا است و این زیبایی به نوعی دزدی از معبود یا خورشید تعبیر شده است. این بدان معناست که زیبایی این فرد آنقدر خیرهکننده است که میتواند توجه و پرستش دیگران را جلب کند.
هرچند ز هستیّ خیالی اثری نیست
در سر هوس روی تو شک نیست که هستش
هوش مصنوعی: هرچند که وجود ظاهری تو تنها یک خیال است و اثری از واقعیت ندارد، اما در دل آرزوی من نسبت به دیدن تو هیچ شکی وجود ندارد.