برگردان به زبان ساده
آب شد پیش لبت قند چو تر کردیمش
دم زد از روی تو آیینه نظر کردیمش
هوش مصنوعی: وقتی که لبان تو را دیدیم، احساس کردیم شیرینی کلامت باعث میشود که آب دهانمان پیش آید. به همین دلیل، دوست داشتیم با تو سخن بگوییم و به آرامی به تصویر تو نگاه کنیم.
اشک رازِ دل غم دیده به مردم می گفت
بود نامحرم از این خانه به در کردیمش
هوش مصنوعی: اشک، درد و غمهای پنهان دل را به دیگران مینمود، اما از آنجا که به خاطر نامحرمان نمیتوانستیم او را در این خانه نگه داریم، او را از خانه بیرون کردیم.
تا دگر پیش رخت خیره نخندد گل سرخ
در چمن دوش به یک خنده دگر کردیمش
هوش مصنوعی: تا روزی که زیبایی و وقار تو مانع شود که گل سرخ در باغ به شوق بخندد، ما دیشب به یک خنده دیگر، او را به خنده واداشتیم.
چشمت از حال دل بی خبران واقف نیست
گرچه از حال دل خویش خبر کردیمش
هوش مصنوعی: چشم تو از وضعیت دل کسانی که از حالشان بیخبرند، اطلاعی ندارد؛ هرچند ما از حال دل خودمان به آن اطلاعی دادیم.
شب چو شد رنجه به دشنام خیالی سگ او
ما به اخلاص دعاهای سحر کردیمش
هوش مصنوعی: وقتی شب فرا رسید و به خاطر خیالات خود از یک سگ ناراحت شدیم، ما با تمام وجود در دل، دعاهایی را در سحرگاه به جا آوردیم.