برگردان به زبان ساده
گر ندیدی کز سرای دیدهام خون میچکد
ساعتی بنشین در او تا بنگری چون میچکد
هوش مصنوعی: اگر نتوانستهای ببینی که از چشمانم اشک جاری است، کمی صبر کن و در این حال به من نگاه کن تا ببینی چگونه اشک میریزد.
لاله میروید به یاد روی لیلی تا به حشر
از زمین، هرجا که آب چشم مجنون میچکد
هوش مصنوعی: لاله به یاد زیبایی لیلی در زمین میروید، در هر جایی که اشکهای مجنون بر زمین میریزد و به صحنه قیامت میرسد.
میکشد هردم به قصد خون مردم تیغ تاز
ترک چشمت کز سر شمشیر او خون میچکد
هوش مصنوعی: چشمان تو همچون شمشیری برنده هر لحظه جان مردم را تهدید میکند و از آن نگاه، خون میچکد.
شبنمی باشد که از برگ گل افتد بر زمین
قطرههای خون کز آن رخسار گلگون میچکد
هوش مصنوعی: شبنم نیست که از برگ گل بر روی زمین بیفتد؛ این قطرههای خونی است که از آن چهرهی سرخ رنگ میچکد.
دم به دم از روچه میرانی خیالی اشک را
او بر آب از خانهٔ مردم چو بیرون میچکد
هوش مصنوعی: هر لحظه، از دل احساساتی که در درونت داری، خیالی از اشک در دلت شکل میگیرد. آن شخص هم همچون قطرههای آب که از خانهٔ مردم به بیرون میریزد، از قلبت بیرون میآید.