برگردان به زبان ساده
گر نه با من سر زلفت به جفا پیدا شد
در سرم این همه سودا زکجا پیدا شد
هوش مصنوعی: اگر با من ارتباط نمیداشتی و زلفت به من بیرحمانه نشان نمیداد، این همه شوق و احساسات در سرم از کجا به وجود میآمد؟
تا نهان شد ز نظر صورت روی تو مرا
بر رخ از دیده چه گویم که چه ها پیدا شد
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهات از نظر پنهان میشود، نمیدانم از چه بگویم و چه چیزهایی در دل و ذهن من ظاهر میشود.
آبم از روی ببرد اشک و نمی دانم چیست
غرض او، که بدین وجه به ما پیدا شد
هوش مصنوعی: از چشمانم اشک میریزد و نمیدانم هدف او چیست که به این شکل به ما نمایان شده است.
با وجود خط و خال تو دل سوخته را
هوس مشگ ز سودای خطا پیدا شد
هوش مصنوعی: با وجود زیباییها و نشانههای خاص تو، دل آتشزده و آسیبدیدهام دوباره به خاطر آرزوها و اشتباهات گذشتهام به یاد نوشیدنی معطر و خوشبو افتاد.
گر نشد ماه نو از ابروی شوخ تو خجل
به چه معنی ز نظر خم زد و ناپیدا شد
هوش مصنوعی: اگر ماه نو نتواند از زیبایی و شیطنت تو شرمسار شده و پنهان شود، پس چه دلیلی دارد که بتواند از نگاه تو چهرهاش را کج کند و ناپدید شود؟
عاقبت تا چه شود حال خیالی به رقیب
این چنین کآن سگ بدخوبه گدا پیدا شد
هوش مصنوعی: در نهایت، باید دید چه اتفاقی برای حسی که از رقیب دارم میافتد، چرا که مثل این است که گدای بدبختی مثل سگی پیدا شده است.