شمارهٔ ۲۰۱
خیالی بخارایی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۲۰۱
کس نیست که کار ما برآرد
کار همه را خدا برآرد
خاک رهش ای سرشگ گِل ساز
تا یار در جفا برآرد
ز آن پیش که آه سرد و اشکم
باران شود و هوا برآرد
باشد که هوای کوی جانان
از کوی هوس مرا برآرد
گر سر بنهد ز غم خیالی
شوق تو سر از کجا برآرد
شمارهٔ ۲۰۰: غم نیست اگر زلفت با فتنه سری دارد
شمارهٔ ۲۰۲: کسی چو نیست که پیش تو عذر ما خواهد
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
چکامه
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
کس نیست که کار ما برآرد
کار همه را خدا برآرد
هوش مصنوعی: هیچکس نیست که مشکلات ما را حل کند، همه چیز به دست خداوند است.
خاک رهش ای سرشگ گِل ساز
تا یار در جفا برآرد
هوش مصنوعی: خاک راه او را به اشک دمیدم تا وقتی که معشوقش در ظلم و ستم برآید.
ز آن پیش که آه سرد و اشکم
باران شود و هوا برآرد
هوش مصنوعی: قبل از اینکه دلتنگیم عمیقتر شود و اشکم مانند باران بریزد و فضای حاکم بر دل تاریکتر شود،
باشد که هوای کوی جانان
از کوی هوس مرا برآرد
هوش مصنوعی: امیدوارم که عشق و حال و هوای محبوبم مرا از دلخواههای زودگذر دور کند.
گر سر بنهد ز غم خیالی
شوق تو سر از کجا برآرد
هوش مصنوعی: اگر سر به زیر غم و اندوه شوق تو بگذارم، پس چگونه میتوانم دوباره سر بلند کنم؟