برگردان به زبان ساده
سروِ قدّت طرف باغ چو پا میماند
شمشاد ز حیرت به هوا میماند
هوش مصنوعی: قد بلند تو مانند درخت سرو است که در باغ ایستاده و به زیبایی خود میبالد، در حالی که شمشاد به خاطر حیرت و شگفتی از زیبایی تو خود را به آسمان کشیده است.
با سر زلف تو مرغی که در آویخت چو من
هیچ شک نیست که در دام بلا میماند
هوش مصنوعی: اگر کسی به زیبایی و جاذبههای تو گرفتار شود، مانند من، هیچ تردیدی نیست که او در مشکلات و سختیها میافتد و نخواهد توانست از آن رهایی یابد.
آب چشم است که بر خاک رهت خواهد ماند
یادگاری که پس از مرگ ز ما میماند
هوش مصنوعی: اشکهای من بر روی زمین جایی که تو قدم گذاشتهای باقی خواهد ماند، مثل یادگاری که از ما بعد از مرگمان به جا میماند.
زاهد از کبر پلنگ و به حیل روباه است
بنگریدش که در این ره به چهها میماند
هوش مصنوعی: زاهد با خودبزرگبینی همچون پلنگ و با نیرنگی شبیه به روباه است. به او نگاه کنید که در این مسیر چه چیزهایی را به نمایش میگذارد.
کردمی صبر به درد تو ولیکن غم عشق
هرکجا ماند قدم صبر که را میماند
هوش مصنوعی: من میتوانستم به خاطر درد تو صبر کنم، اما غم عشق هر کجا که باشد، دیگر صبر کجا میتواند بماند؟
ای خیالی چو دم از عشق زدی رسوا شو
گر تو رسوا نشوی عشق تو را میماند
هوش مصنوعی: ای خیال اگر در مورد عشق صحبت کنی، رسوا شو؛ زیرا اگر تو رسوا نشوی، عشق تو را در بر خواهد گرفت.