برگردان به زبان ساده
سرو هرگز در چمن کاری چنین زیبا نکرد
کز خجالت پیش بالای تو سر بالا نکرد
هوش مصنوعی: سروها هرگز در چمن اینقدر زیبا نشستهاند که از شرم، جرات ندارند به تو نگاه کنند و سرشان را بالا بگیرند.
نقد جان در حلقهٔ زلف تو بازاری نیافت
تا متاعِ خوشدلی را در سر سودا نکرد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که جان و روح من نتوانستهاند در حلقه زلف تو جایی پیدا کنند و بگذارند که خوشدلی و شادابیام را به راحتی در این جهان به دست آورم. به عبارتی دیگر، عشق به تو باعث شده که نتوانم به خوبی از زندگی لذت ببرم و احساس خوشی و آرامش را تجربه کنم.
اشک را زآن رو فکندم از نظر کاندر رهت
زو ندیدم آب رویی تا مرا رسوا نکرد
هوش مصنوعی: من اشکهایم را به خاطر این که در راه تو کسی را ندیدم که آبروی مرا برکت کند، از دید پنهان کردم.
ماجرای آب چشم گوهر افشان مرا
«تا شنید آن بیوفا دیگر گذر بر ما نکرد»
هوش مصنوعی: داستان اشکهای گرانبهایی که از چشمانم ریخته شد، وقتی آن بیوفا ماجرا را شنید، دیگر به ما نظر نکرد و از کنار ما گذر نکرد.
با خیالی روزگاری لعل شیرین کار تو
گفت روزی چارهٔ کارت کنم امّا نکرد
هوش مصنوعی: با اندیشهای خوش، مدت زمانی دربارهٔ زیباییهای تو صحبت کردم و قول دادم که روزی به حل مشکلاتت کمک کنم، اما در نهایت نتوانستم این کار را انجام دهم.