برگردان به زبان ساده
دلم از زلف تو پا بستهٔ سودا آمد
بی دُر وصل توام اشک به دریا آمد
هوش مصنوعی: دل من به خاطر موهای تو گرفتار عشق شده و بیدریغ به یاد تو، اشکهایم مانند دریا سرازیر شده است.
گفته بودی که بپرهیز ز تیر نظرم
چون نرفتیم پیِ گفت تو برما آمد
هوش مصنوعی: تو به من گفته بودی که از نگاه تیز من دوری کن، اما وقتی به آنچه گفتی عمل نکردیم، نگاه من به سراغ ما آمد.
آب را از نظر انداخت روان مردم چشم
سوی او مژدهٔ خاک قدمت تا آمد
هوش مصنوعی: آب را نادیده گرفت و مردم با شوق به او نگریستند تا اینکه خاک به استقبالش آمد.
کلک نقّاش قدر چون صور حُسن کشید
ز آن میان نقش دهان تو چه گویا آمد
هوش مصنوعی: وقتی هنرمند با دقت و مهارت چهره زیبا را ترسیم کرد، از آن میان تصویر لبهای تو چه قدر زیبا و گویا به نظر میرسد.
ای خیالی گله از شیوهٔ آن چشم مکن
این بلاها همه بر ما چو ز بالا آمد
هوش مصنوعی: ای محبوب! از روش چشم تو شکایت نکن، زیرا این همه درد و رنجی که به ما میرسد، از جانب آسمان و به تأثیر نظر توست.