برگردان به زبان ساده
دل در آن زلف شد و روی دل افروز ندید
وه که هیچ از سر زلف تو کسی روز ندید
هوش مصنوعی: دل به زلف تو بست و به چهرهی دلفروز هیچ ننگریست، افسوس که هیچکس در روزگار سر زلف تو را ندید.
وقت دل گرم نشد تا ز غم عشق نسوخت
عود خوشبوی نشد تا الم سوز ندید
هوش مصنوعی: زمانی که دل از عشق و غم گرم نشود، عود خوشبو هم وقتی که درد سوزان را تجربه نکرده باشد، عطرش منتشر نمیشود.
خویش را بر صف عشاق زدن کام دل است
عقل را عشق در این معرکه فیروز ندید
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که نشان دادن خود در میان عاشقان، آرزویی است که دل به آن میرسد. در این میدان عشق، عقل نمیتواند پیروز باشد و عشق همیشه برتر است.
دیده استاد تر از چشم تو در دور قمر
هندوی عربده جوی ستم آموز ندید
هوش مصنوعی: در دور قمر، چشمان استاد بیش از چشمان تو مینوازد و در حالی که میبیند، از ستم و فریب چیزی را مشاهده نمیکند.
تا خیالی طرف غمزهٔ شوخ تو گرفت
چه جفاها که از آن ناوک دلدوز ندید
هوش مصنوعی: تا زمانی که فکرش به چشمان شاداب و ناز تو مشغول بود، چه ظلمهایی که از آن تیر دلسوز ندید.