برگردان به زبان ساده
تا زلف رهزن تو ز عنبر کمند کرد
مشّاطه اش گرفت به دزدی و بند کرد
هوش مصنوعی: وقتی که زلفهای فریبندهات مانند کمند عطر خوش عنبر به دور من پیچید، آرایشگرت دست به دزدی زده و مرا در بند محبت تو گرفتار کرد.
دل را غمت به علّت قلبی نمی خرید
لیکن چو دید داغ تو بروی پسند کرد
هوش مصنوعی: دل برای غم تو هیچ قیمتی نداشت، اما وقتی دید که داغ تو بر چهرهاش نشسته، آن را به خواست خود پذیرفت.
گنجِ غم تو خانهٔ عیشم خراب ساخت
سروِ قدِ تو پایهٔ بختم بلند کرد
هوش مصنوعی: غمهای تو زندگیام را ویران کرد و قامت زیبای تو موجب شد که شانس و بخت من به اوج برسد.
هر زردئی یی که ز وجه نیاز بود
قسّام عشق بهر من مستمند کرد
هوش مصنوعی: هر تقاضایی که از سوی من به عشق بوده، به نوعی قسّام (قسمتکننده) محبت، به من بینوا عطا کرده است.
تا در طریق نظم خیالی کمال یافت
نامش زمانه بلبل باغ خجند کرد
هوش مصنوعی: تا زمانی که خیال به کمال رسید، نام او به بلبل باغ خجند تغییر پیدا کرد.